ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
 
پست ثابت
سلام به وبلاگم خوش اومدی!  راستش تصمیم گرفتم اینجا را برای ثبت خاطراتم انتخاب کنم... مثل قبلنا سیگار نمی کشم قلیون دود نمی کنم کلی هم چیزای جدید برای گفتن دارم! پس منتظر باشید...
 
اولین مطلب

سلام به همگی اولین تجربه اینترنتی ام به روزی بر می گرده که داداشم با کشیدن کابل از تلفن به کامپیوتر ما را به دنیای مجازی متصل کرد. بعدها علاقه ام بیشتر و بیشتر شد و فعالیت هام توی اینترنت رنگ و بوی دیگه ای به خودش گرفت.

الان هر چی فکر می کنم یادم نمی یاد اولین مطلبی را که توی اولین وبلاگم نوشتم چی بود اما به یاد دارم توی یه وبلاگ که با موضوعات مختلف ایجاد کرده بودم؛ درباره آدما یه مطلب گذاشتم. الانم می خوام یه شعر از هرتا مولر بگذارم. امیدوام خوشتون بیاد..

برای من

ديروز خانواده ام براي اولين بار براي من تولد گرفتند. خواهرم با گرفتن كيك كه روي آن عبارت "علي جان تولدت مبارك" نوشته شده بود وارد اتاق شد و باعث شد اين تولد كليد بخورد. البته خبري از كادوي تولد نبود ولي من به همين هم راضي بودم.

با ديدن كيك توي پوست خودم نمي گنجيدم. مات و مبهوت به اطرافم نگاه مي كردم و با خودم مي گفتم يعني اين چيزي كه الان دارم مي بينم؛ واقعا داره اتفاق مي افته؟! بالاخره با بريدن كيك و خواندن شعر تولدت مبارك و در نهايت خوردن كيك همه چيز به خوبي پيش رفت...

موضوعات مرتبط: خاطرات من
وابستگی

شازده کوچولو پرسید:
از کجا بفهمم وابسته شدم؟
روباه گفت:
تا وقتی هست نمی فهمی...
"منبع: شازده کوچولو"

موضوعات مرتبط: مخاطب خاص
وقت امتحان

سلام به همه دانشجوهای عزیز کشور یکی از حساس ترین لحظه ها توی امتحان اینه که وقتی داری امتحان میدی بغل دستی هات دارن از ماشین حساب استفاده می کنند و تو نمیدونی واسه چی دارن از این ماشین حساب استفاده می کنند!

در حقیقت این متن را از اینترنت درآوردم و کلی بابتش خودم را سرزنش کردم. الانم برای اینکه به سرنوشت این بنده خدا دچار نشم تصمیم گرفتم عنوان خاطره هایی که قراره بعد از امتحان ها بنویسم را در ادامه مطلب ذکر کنم و شما را به خدای بزرگ بسپارم...

موضوعات مرتبط: اطلاعیه سایت
دلتنگی

امروز
ورقی زدم
دفتر دلتنگی ام را
برگرفتم
واژه از واژه
ناگهان
عطر حضور تو
پرکرد تمامی وجودم را
"شاعر: علی بهمن پور"

موضوعات مرتبط: اشعار من
خبر تکمیلی

سلام به همگی بالاخره بعد از کلی وقت گذاشتن و سلیقه به خرج دادن، تونستم داستان یک شب را کامل کنم. خیلی ها، خیلی حرف ها زدند و خیلی ها، خیلی کم لطفی ها کردند اما هیچ کدوم از این ها باعث نشد پا پس بکشم و این داستان تکمیل نکنم.

در آخر از همه کسانی که توی این چند وقت منا همراهی کردند تا داستانم را کامل کنم؛ صمیمانه سپاسگذاری می کنم و برای همشون آرزوی موفقیت دارم.

دومبا دومبا

سلام به همه ی برو بچه های وب ساتوریه ساتوریم! طرفم نیایید که اصلب ندارم در حد تیم ملی! من نمی دونم چه بدی به شما کردم که دیگه برام نظر نمی ذارید ؟! عایا چرا ؟! اصن حالا که اینطوره عادم دماغش چاق باشه بهتر از اینکه بره عمل کنه!

راستش این برام ثابت شده که اگه فاصله خونمون تا دانشگاه میلیون میلیون کیلومتر هم باشه باز هم ده دقیقه دیر به کلاس می رسم. اما کاش فقط همه اش همین بود. وقتی کنار دوستم نشستم، اونا به باد حرف گرفتم و بساط خنده را آخر کلاس فراهم کردم.

موضوعات مرتبط: خاطرات من
تنهای تنها

سلام به همگی آورده اند که در جهاد دانشگاهی برای درس مباحث ویژه دو گروه تشکیل دادند. دانشجویان زیادی متقاضی این درس گشتند و آن را اخذ نمودند. از آنجایی که کلاس گروه اول در زمان مناسبی تشکیل می شد؛ دانشجویان زیادی در این گروه ثبت نام کردند.

به خاطر ظرفیت مشخص گروه اول، بقیه دانشجویان به اجبار گروه دوم را برگزيدند. البته من هم از این قائده مستثنی نبودم. در اولین جلسه به خاطر برگزار نشدن درس ریاضیات گسسته از استاد اجازه گرفتم و حاضری ام را در گروه اول زدم اما جلسه دوم همه چیز به کلی تغییر کرد.

موضوعات مرتبط: خاطرات من
خ. زنگ مدرسه 2
قبل از اینکه مادرم تماس بگیره کلی واسش فلسفه چیدم که آی بهبانه و فلانه و من دیگه وقت زن گرفتنم شده و از این حرفا!  مامانم هم حرفی نزد و قبول کرد که تماس بگیره و خبرش را بهم بده. البته به دلایل فنی همه چیز به روز جمعه موکول شد.
بالاخره روز جمعه از راه رسید و در خونمون را زد. منم رفتم و در را براش باز کردم. بعد باهاش سلام و علیک کردم و به خونمون دعوتش کردم. اونوقت صبحانه را با هم خوردیم به سراغ خانم خونه رفتیم تا درباره جزئیات مسئله باهاش بحث کنیم و به توافق نهایی برسیم.
موضوعات مرتبط: خصوصی
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه