علی بهمن پور یکشنبه 23 تیر 1392 10:00 ب.ظ نظرات ()


یه بار داشتم توی خیابون می رفتم بعد دیدم سه تا دختر دارند میاند یکی از اونها گامبو بود. عاقا هیچی ما لپامونا پرباد کردیم و توی چشم دختره شروع کردیم نگاه کردن من همیشه از دخترهای چاق و گامبو بدم میاد... دست خودم هم نیست... یه دفعه سه تاشون متوجه نگاه من شدند. وقتی از کنارم رد شدند دختره ی گامبو گفت: مرگ !!! بعد دوستاشم شروع کردند بهش بخندند...