علی بهمن پور پنجشنبه 20 تیر 1392 11:00 ب.ظ نظرات ()
از قدیم ندیما گفتن سلام، سلامتی میاره ! با این بهونه می خوام بگم سلام خوبید؟ چه خبر مبرا؟ راستش چند روز پیش با یه نفر درباره طلب عشق صحبت کردیم. اون هم گفت: الان نمی خواد جواب بدی یکم صبر کن بعد بگو ! ما هم قبول کردیم تا رسید به امروز... طلب عشق یعنی اینکه بخواهی یه نفر را به خودت علاقه مند کنی یا اینکه بهش علاقه نشون بدی البته این نظر منه ! خب بگذریم بریم... امروز دیگه خبری از صبحانه نبود ! از مادرم خداحافظی کردم و رفتم توی ایستگاه منتظر اتوبوس شدم. بیشتر اوقات ردیف دوم سمت راست کنار پنجره می شینم و توی طول مسیر به بیرون نگاه می کنم. اتوبوس اومد و سوار شدم. ظاهرا برنامه های رادیو زیاد جالب نبود و تقریباً نصف مسیر را تو حال و هوای خودم بودم تا اینکه یه برنامه شاد روی آنتن فرستاده شد: دل مفتون ز راز تو ! جان غرق نیاز تو ! نازت برده هوش من ! ای والله به ناز تو ! آمنه نام تو درد و بلای منه... عاقا همون اول داشتم از تعجب شاخ در می آورم اما به خودم اومدم و متوجه شدم که بعله ! یه نفر دقیقا با ماشینش نزدیک اتوبوس ما اومده و این اهنگ را پخش کرده و موج Mp3 Player خودش را از قبل دقیقا مشابه موج رادیوی ما تنظیم کرده ! باور کنید اگه چند دقیقا دیگه در جوار این ماشین بودیم ملت بلند می شدند و وسط اتوبوس به رقص آواز می پرداختند ! بالاخره این وضعیت به حالت عادی در اومد و همه آروم سر جاشون نشستند و دوباره توی حال و هوای خودشون رفتند. به مغازه که رسیدم به سراغ سیستم ها رفتم و مشغول تکمیل اونها شدم. این کار تقریبا تا بعد از نماز ظهر ادامه داشت اما به طرز عصف باری متوجه شدم همه چیز خراب شده !



سیستم یک: همون اول که تحویل گرفتم از پسر صاحب سیستم پرسیدم که خب می خواهی ویندوز 7 نصب کنی دیگه ! اون هم تأیید کرد. اما دقیقا زمانی که کارهای پارتیشن بندی انجام شد و نصب ویندوز 7 به تمام رسید و نرم افزارهای مورد نیاز نصب شد ! یه دفعه صابکارم گفت: صاحب سیستم گفته که باید دو تا سیستم عامل داشته باشه یعنی هم ویندوز XP هم ویندوز 7

سیستم دو: بعد از پارتیشن بندی و تعیین اندازه مناسب برای نصب ویندوز متوجه شدم که سیستم دیگه هارد را شناسایی نمی کنه و دقیقا همین اتفاق چند روز پیش برای یه سیستم دیگه اتفاق افتاد و در همون وضعیت به حال خودش رها شد !

سیستم سه: بعد از نصب نرم افزار ادوبی فتوشاپ احساس کردم که سیستم عامل قبلی آن به خوبی نصب نشده و باید از اول نصب سیستم عامل را انجام بدم.

توی یه لحظه قافیه را باختم با خدا گفتم: ببین من یه چیزی برای مسجد ابوالفصل (یه جایی توی شهرمونه که بهش اعتقاد دارم) نذر می کنم تو هم کار منا راه بنداز عاقا این را گفتم و تلاشم را از سر گرفتم ابتدا سیستم یک را مجدد پارتیشن بندی کردم تا برای نصب دو سیستم عامل فضای کافی را داشته باشم. موازی با این کار به سراغ سیستم دو رفتم و هارد اون را به یه سیستم دیگه وصل کردم و یک بار درایو C اون را حذف و مجدد ایجاد کردم. وقتی هارد را به سیستم خودش وصل کردم متوجه شدم که بعله مشکل اون رفع شده ! کلی خوشحال شدم و هارد سیستمی که از قبل خراب شده بود را نیز تعمیر کردم. برای سیستم سه هم چون نرم افزارهای سنگینی باید روی اون نصب می شد و DVD Rom اون خراب شده بود یه کارت شبکه وایرلس بهش وصل کردم و به سیستم سرور وصل شدم و نرم افزارهای مورد نیاز را منتقل کردم. تقریبا انجام این کارها تا ساعت 19:30 طول کشید اما در آخر متوجه شدم که مشکل تمام سیستم ها برطرف شده ! کلی بابت این قضیه خوشحال شدم... در آخر با یکی از مشتری ها به منزلشون رفتم و مودم ADSL را براشون تنظیم کردم و اون هم نزدیک افطار منا به خونه رسوند. راستش اول افطار کردم ! یکمم فیلم دیدم و بعد نماز خوندم... خب دیگه من برم... خدانگهدار